![]() |
2010-02-08 04:08:39
شاید زندگی اصول سادهای دارد؟! شاید.... 2010-01-31 10:02:30 Fix You (by ColdPlay)When you try your best, but you don't succeed 2010-01-31 09:52:57 تا حالا شده طبقه ۵ یه ساختمون سوار آسانسور شین و بعد چندین بار دکمه شماره ۵ رو فشار بدین و بعد ناراحت از اینکه آسانسور کار نمیکنه از آسانسور خارج شین و از پلهها پایین برین؟ قاطیام! 2010-01-28 05:55:02 علت انقراض دایناسورها
2010-01-24 07:59:13 من یک شروع دوباره هستم! 2010-01-22 03:05:38 کَرِن تو ایستگاه اتوبوس ایستاده بودم. دیدمش که داشت از خیابون رد میشود. یه عینک آفتابی با شیشههای خیلی بزرگ به چشمش زده بود. یه کیف هم روی دوشش بود. از خیابون که رد شد به من نگاهی کرد. من هم بهش نگاه کردم. لبخندی زدم و اون هم به من لبخندی زد. دیدم داره به طرفم میاد. اومد جلو. با لبخندی که بر لب داشت از من پرسید: میتونم بپرسم پات چی شده؟ گفتم: تو یه مسابقه فوتبال آسیب دیدم. با صورتش واسم اظهار همدردی کرد. پرسید اسمت چیه؟ گفتم: امشال. بعد گفت: من پیرو مسیح هستم. آیا میتونم واست دعا کنم که پات زودتر شفا پیدا کنه؟ اول کمی جا خوردم! گفتم: چی کار میخوای بکنی؟ گفت میخوام از مسیح بخوام که پات رو شفا بده. گفتم: خیلی ممنون، چرا که نه :) خم شد و دستش رو روی زانوم گذاشت و شروع کرد به دعا کردن. مسیح عزیز لطفآ پای امشال رو شفا بده و ..... کَرِن، به امید روزی که دوباره ببینمت :) (این یک داستان واقعی نیست.) 2010-01-18 20:51:48 خلاقیت
|
میخونم (آخ که دیگه فرنگیس...):کروسان با قهوه یو تی پار تی سپیدتاک نامردستان شبانه های بارانی پی جی باری به هر جهت کار تو نیست! بعدها داستانهای جالب! من تا ما |

